![]() |
![]() |
|
|
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد
|
|
آن زمان که خورشید در خواب غرورش در می غلتد ........و ستاره ها شهاب میشوند .... و ماه در پهنه آسمان سیاه....... یکه تازی می کند و به دلهای به خون نشسته فخر می فروشد !!!
ابروی در هم مکش که..... اگر چه بعد پروازت تمام برگهای تاریخ را ورق زده ام...... اما سوگند به آخرین نفسهایت ..به واپسین نگاهت که هستی ام را در آتش سکوت معصومانه اش همچنان می گدازاند .... سوگند به آن گلبرگ ...به همان کلمه ای که بر آن بنگاشتی...... سوگند به خونابه ها ی چشمانت ..... که میسوزاندم...هنوز..... به نهال خشکی که بر کویر سینه ات کاشتی و با اشکهایت آبیارش بودی تا ...
سوگند به رفتنت .... که چون سیلی بی رحم هستیم را به و یرانی سپرد... به خاطراتت ..... که همجنان پر رنگ به چشمان خاکسترینم گره خورده اند ! به همان یک لحظه فاصله ..میان من وتو....که عمریست در پیمودنش وامانده ام! و سوگند به فراقی که کشیده ام ....
. |
|
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت
3:17 توسط سپهر |
|
|
سیاهی ها......و
. |
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت
6:28 توسط سپهر |
|
|
. |
|
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت
4:6 توسط سپهر |
|
|
به کجا میروی !!! ؟ زیارت خانه خدا ...... دیدن خدا !!؟ درب آن خانه روبرو را بکوب .... آری همین خانه ای که یتیم خانه است ... همین خانه که هرشب بچه ها گرسنه میخوابند .......خدا امشب آنجاست ..... امشب...قبل از سفرت .... لحظه ای به میهمانی همسایه درآ..... ببین قابلمه ای که روی اجاق است را....پر از آب !!
دیشب هم همین غذا را می پخت....و فردا شب ....هم
پای به راه کدامین سفری ! ؟ امشب.... قبل از سفرت ....... سری به خانه همسایه دیوار به دیوار بزن ........ !
همین همسایه ای که دیروز با رویی گلگون از شرم مبلغی را به رسم وام طلب می کرد!!!
عازم کدام دیاری ! ؟ امشب قبل از رفتنت .... سری به خانه آن آشنا بزن ....
همان که..... دیشب برای خدا حافظی و حلالیت رفته بودی .... و گفتی خدا قسمت کند.... سفر هفتم است .... همان که فرزندانش به خاطر تنگدستی ...بخاطر لباسهای کهنه شان..در گوشه ای به خفت خود را از چشم تو پنهان ساختند......
در کدامین هوا ئی !!!؟....... محشر عرفات !
زحمت سفر بر خود هموار مدار ....که شیطان در قلب تو ... در روح توست ! برای خلوص ...... خود را رمی کن !....... خود را برهان .............. از خود ! که خدای بر تو حرام کرد ....دراین سفر.... حتی دیدن (خود ) ت را در آئینه !
شاید در هوای مقام ابراهیم ....ی !!!!!؟
زیارت ائمه بقیع .... یا پیامبر را ..... دلتنگی ؟
طالب کدامین زیارتی........ زیارت خدیجه کبری ! ؟
برخیز ......
خدای را ............درآن یتیم خانه ...........
خدای را............. بر بالین آن بیمار ......... خدای را ............در نا امیدخانه سالمندان
خدای را........... در بی بضاعت خانه های آبرومند ...... خدای را............ هزار جای دیگر .............
کعبه خود سنگ نشانیست که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند و ببین ..... یار کجاست
. پاورقی : این هم یک کامنته دیگه !!
اگر چه به خود عادت داده بودم پیوسته صبررا پیشه کنم لازم دیدم جواب این دوست (یک مسلمان) را بدون پاسخ نگذارم.هرچند توقع آن را داشتم که این آقای(یک مسلمان) آدرسی .. ایمیلی ...از خود به جا میگذاشتند تا اینجانب مجبور نباشم توبه نامه ام را به میل آقای (یک مسلمان) در معرض دید عموم بگذارم! ای بزرگوار...برادر یا خواهر (یک مسلمان) : ۱- من هیچ چیر از اسلام (شما) نمیدانم اما این را میدانم که یکی از شاخصه های یک مسلمان داشتن شهامت است .که اسلام دین ترسو ها..دین در تاریکی ایستادن و سنگ انداختن نیست .دین چماق..دین اتهام های واهی ..و..و نیست شاید شما از نوادگان ملا عمر و بن لادن ها باشید ... که در تاریکی ایستاده و فتوای قتل می دهند ..... ۲- شاید شما آنقدر دو آتشه هستید که به جمله (خدا قسمت کند سفر هفتم است ) توجهی نداشته و در راستای انجام حکم مرتد فرصت خواندن ادامه متن را نداشته اید !؟ که اسلام دین( کلو و ا شربو و لا تسرفو ا ) ست ۳-اگر روایتی که نقل فرمودید از نوع روایات پیازی (هرکس روزی یک پیاز بخورد بهشت بر او واجب میشود*) نباشد .باید خدمتتان عرض نمایم که واجب الحج شدن شرایطی دارد ( انهم برای یک بار )که امام صادق (ع) خیلی بهتر از من و شما میدانسته اند و فرموده شان با مخاطبین واجد شرایط ..بوده است. ۴-آن امام صادقی که من میشناسم از نوادگان و نایبان علی(ع) است. همان امامی که هنگام پختن نان برای زنی یهودی که شوهرش در جنگ علیه خود علی (ع) و مسلمانان کشته شده بود به خود میفرمود ای علی وای بر تو که در حکومت تو زنی (حتی یهودی و قیام کننده علیه تو و اسلام ).الخ...... ۵- پدر اینجانب از مقلدان مرجع بزرگ عالم تشیع مرحوم حاج اقا رحیم ارباب (ره)بود و این مرد بزرگوار نه سال از شرفیاب شدن پدرم به حج ممانعت کرد و هر بار با دادن یک آدرس خواستار رفع سختی از زندگی محتاجی می شد. شاید اگر این مرد بزرگوار در قید حیات بود براحتی چماق ارتداد شما قسمت این بزرگوار که یقینا از طرفداران سلمان رشدی بوده ...میشد !!!؟ ۶- به شما توصیه میشود اگر فرصتی دارید بجای آموختن ( هک ) و استفاده از آن (که البته میدانم گزافه گویی کرده اید ) آموختن زبان مادری را پیشه کنید که حد اقل املای کلماتتان را در صدور احکام فتوی هایتان را درست بنویسید و کلمه حتما را ( حتمن ) ننویسید که برای (یک مسلمان )اهل فتوی پسندیده نیست.....ایضا اگر میدانستید که مترادف کلمه هکر ( دزدی کامپیوتری) میباشد و حد دزد در اسلام تازیانه و قطع انگشتان میباشد ..این شما هستید که باید استغفار کنید تا از اجرای حکم الهی در موردتان مصون بمانید.....جناب ( یک مسلمان ) * نقل است در زمان یکی از خلفا (که برای متهم نشدن به تفتیشگری عقاید) از بردن نامش خودداری میکنم.محتکران زمان برای سود جوئی و به فروش رفتن پیاز هایشان روایتی از خلیفه نقل کردند که( هر کس روزانه یک پیاز بخورد وارد بهشت میشود...یا بهشت براو واجب میشود..) که بسرعت به نتیجه رسیدند و پیاز ها بسرعت به فروش رفت. . |
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت
1:21 توسط سپهر |
|
||||||||||||||||||||
| درباره وبلاگ |
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت حسین پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
محمود کیانوش (شعر جهانی) صادق هدایت علی سید صالحی حسین پناهی فروغ فرخزاد احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|