تبليغاتX
پوچ . س .. ت ... ا .... ن
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد

 

 

التهاب تمام کوچه ها و خیابونای شهرا در آغوش کشیده ...ماشینهای اتوماتیک شهرداری مرتبا در حال تمیزکردن خیابونان...پسرکی پا برهنه با حسرت به ماهیهای تو آکواریم ماهی فروش زل زده..پروژکتورهای جورواجور فروشگاهای آنچنانی توجه هر رهگذری را بخودش جلب می کنه...خانمی زیبا وآس و پاسی که دیگه رنگ به مانتوی کهنش نمونده  ماشینهائی که واسش بوق میزدنو واسه انتخاب برانداز میکنه...کاگرا جدول های خیابونا که بارون دیروز رنگشونو خراب کرده بود دوباره دارن رنگ می کنن... چندین نفر با فریادهای آهای دزد...دزدو بگیرین مردی را که یه مانتو و یه جفت کفش بچه گانه دستشه و هراسون میدوه را دنبال میکنن...آژانس های مسافرتی پشت شیشه هاشون نوشتن پرواز های خارجی تکمیل است لطفا سوال نفرمائید نابینائی که فال حافظ میفروشه با کاسه ای که چند تا ده تومنی و بیست پنج تومنی داخلش رو هم سر میخورن تو ازدحام پیاده رو با مردمی که نایلکس های پر از لباس تو دستاشون داره میترکه بر خورد میکنه و نا سزا میشنوه..میلیونها بوته گل بنفشه و پامچال تو باغچه ها و میدونهای شهر خود نمائی میکنن ... آقای جنتلمن همراه خانم شیک پوش و مادر پیرش واسه اسکان مادرش تو سرای سالمندان ثانیه شماره میکنه دیگه حوصله ترافیکو نداره و هی بوق میزنه...چندین نفردستگیره های اتومبیل در حال حرکتی که اومده بود یه کارگر ببره را گرفتن  و در حالیکه همراه ماشین میدون فریاد میزنن تمیز میکنیم..باغچه می کنیم...فرش میشوریم...محوطه مغازه های   شیرینی و آجیل فروش جای سوزن انداختن نداره... مردی ملتمس با نسخه ای در دست به عابرین میگه..یه مسلمون پیدا نمیشه داروهای این نسخه را برای دختر سرطانی و در حال مرگ من بخره..بوی گلهای شب بوی گل فروش همه رهگذرها را کلافه کرده...دختر بچه ای دنبال خانمی که پاکت بزرگ آجیل تو دستش سوراخه و یکی یکی داره میریزه.. میدوه و تند تند اونارو  بر میداره و میخوره جواهر فروش داره تند تند زیور الات چند میلیونی را به خانم های با کلاس قالب میکنه ... زن فقیری که فقط دستش از زیرچادر سیاهش پیداست کنار خیابون مثل مرده ها بدون حرکت نشسته...صدای موزیک های پاپو راکو رپ گوش مردمو نوازش میده....پسرکی پشت چراغ قرمز  با گفتن آقا..خانم عید شما مبارک بدون اجازه با دستمالش شیشه های تمیز ماشینهای گرون قیمتو کثیف می کنه.......

آره عید نزدیکه.......

آره نوروز همین نزدیکیهاست .....

پشت دیوار شهر بی درد من....

پشت دیوار شهر توست.....!!!

 

..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 0:26  توسط سپهر | 

.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 13:51  توسط سپهر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

بیراهه رفته بودم

آن شب

دستم را گرفته بود و می کشید


زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت


حسین پناهی

پیوندهای روزانه
محمود کیانوش (شعر جهانی)
صادق هدایت
علی سید صالحی
حسین پناهی
فروغ فرخزاد
احمد شاملو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
آرشیو موضوعی
زنگ انشا’
گمنام
کوتاه و تلخ
لحظه ای دیگر
ماه عسل
عشق دروغین
زندگی زیباست ؟
نیمه شعبان
شمع های خاموش
بیا ز سنگ بپرسیم
رمضان
نگاه دخترک
خاطره
در پستو خانه دل
تساوی
نوش دارو
قدر
رقص مرگ
با خاطرات
ریشه در خاک قفس ماند
آخرین نفس
تاریخ
برای تو
خانه ام کجاست
در هوای این ایام
آی...انسان
دنیای من
عهد
در سوگ معشوق
نمی شود
پشت دیوار های انسانیت
امتحان املا’
قرن بیست ویکم
پشت چراغ قرمز
پرواز
تولد من
زنگ فقر
یادگار...ی
مادر
زندگی
رهائی
سال گشت
مدادهای رنگی من
ثبت نام
فصل هیچکس
بهار من
اسیر
پشت پرچین باغ همسایه
بیدادگاه
دریا
برهنه شو
نوروز
در انتظار تو
رزق
هجرت
عبادت
تنهائی
زنگ نقاشی
ولنتاین - سپندارمزگان
نسل سوخته
خود خواه
تهی !
گناه
نوروز
هم سنگ
بیاد استاد
روزهای تکراری
پارسی را پاس بداریم
پیوندها
---<( آن سوی کهکشان ها )>---
حسین پناهی
تا ابدیت جاری
از خاموشی ها تا فراموشی ها
بن بست تنهائی
نرگسی
هیچ نامه
هبوط
تازه های ادبی
غربت دل من
آوای بوتیمار
دخترک اوریجینال
عشق ممنوع
کارو
دوران
هجران
سابه تنها
معرفت نامه
مهسا
نیمه ماه
دست نوشته های یک بیمار روانی
دختری بنام شعر
برزخ تنها ئی
دلنوشته های فهیمه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

hit counter