![]() |
![]() |
|
|
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد
|
|
آی مادر ... همچنان در اعماق خواب ابدیت ... آرام بمان
مادر نمی دانی چه سخت است غم بی مادری .... غم بی تو بودن هنوز همانند لحظه پروازت همچنان می گدازاندم
این شاخه گل خشکی که امروز دوباره برایت آوردم.همان شاخه گلی است که در آخرین روز مادر که بودنت را جشن می گرفتم
و بعد از رفتنت آنرا در چمدان زیر تخت اتاقت در کنار عکس خود یافتم !! آی مادر مگر هر سال ... مگر هر بار هنگام گرفتن گل مرا غرق بوسه نمی کردی !!؟ مگر هر بار .... مگر هر سال خیسی اشکهایت مرا به میهمانی باران نمی برد !!؟
مادر به یاد داری که همواره در غم برادر رفته می سوختی و می گفتی که داغ فرزند سخت است ..؟ مادر یک لحظه .. آری فقط یک لحظه به پاخیز و ببین
آی ... مادرم
. |
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت
21:21 توسط سپهر |
|
|
نگرانیم .. نه از عمر رفته است ... نه از جهره در هم شکسته و چروکیده ! از زشتی این دستهای فرسوده ام هم....شرم نخواهم کرد .... نگرانیم... این هم نیست که ناتوانی دستهایم وزن تصویرت را بر نتابد ... و عکس ت بر زمین افتد.
ببین اشکهایم هر لحظه چگونه رنگهای تنها یادگارت را با خود می برند ! نگرانی م..... این ست ..... آنروز که رنگهای تصویرت به تمامی به میهمانی سیلاب اشکهایم رخت می بندند....
. |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت
13:14 توسط سپهر |
|
| درباره وبلاگ |
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت حسین پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
محمود کیانوش (شعر جهانی) صادق هدایت علی سید صالحی حسین پناهی فروغ فرخزاد احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|