![]() |
![]() |
|
|
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد
|
|
دیشب از پشت پنجره خدا را تو حیاط خونه دیدم !...... و ملائک را ...! از شرم گوشه اتاق جائی که منو نبینن قایم شدم ..... رو سیاه بودم . ملائک خدا یکصدا مرا میخواندند .....
خدا هر شب اوجا بود ........! دیشب خودشو نشون داد ....... تا ناله های من گنهکار را گوش کنه ..... تا استعفار های منو اجابت کنه ........ با مدادش اومده بود ......... اومده بود گناهای منو خط خطی کنه ........
. |
|
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت
0:4 توسط سپهر |
|
| درباره وبلاگ |
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت حسین پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
محمود کیانوش (شعر جهانی) صادق هدایت علی سید صالحی حسین پناهی فروغ فرخزاد احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|