![]() |
![]() |
|
|
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد
|
|
دلم گرفته است .... هر لحظه فرو میریزد...... چشمانم سیاهی میرود..... قلم بین انگشتان لرزانم رقص مرگ را مرور میکند....... دواتم خالیست.....
خطوط صفحه چون جاده هایی پیچ در پیچ نگاههای بی فروغ .. اما مشتاقم را تا افق بدنبال میکشند..
مگر نه اینست سالها در کتابها خواندیم......
هزاران غروب را بر دیوار ماتمکده ام شمارش کرده ام
آهسته از پس دیوار....
دفتر خاطراتم به انتها رسیده است....
.
|
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت
19:30 توسط سپهر |
|
| درباره وبلاگ |
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت حسین پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
محمود کیانوش (شعر جهانی) صادق هدایت علی سید صالحی حسین پناهی فروغ فرخزاد احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|