![]() |
![]() |
|
|
همه از مرگ میترسند ....... من از این زندگی سمج ...... (صادق هدایت)زنده یاد
|
آخرین قطره های نوش دارویی که با آن یک عمر تاریکی برایم به ارمغان آوردید.......را نوشیده ام امشب را اینجا افتاده ام .....دیشب دو کوچه پائین تر و پریشب و پریشب ها هم ..... اما فردا اینچنین نخواهد بود .....
درب این خانه .... خانه کناری ....خانه پشتی.....آن کوچه ...آن محله........آن شهر را ......... خواهم کوبید .....که سهم من.......... که حق من...... دراین خانه هاست ...............! خشت خشت خانه ام را ... خانه پدرانم را با فریاد های بی امان.................. آنچنان که سقف خانه هاتان را که حق من و.... من ها .....در جای جایش مشهود است... بر سرتان خواهم ریخت ......و خواهم گرفت. سهم من بوی گند و نفرت بود.! ؟.. ....و سهم شما ؟ سهم من جرعه ای مسکر بود ....و پرده ا ی سیاه به رنگ دلهاتان......مقابل دیدگانم ؟ اما.... سهم شما ......؟ این بوی نفرت ...... که بر منست ..بوی تو.... .بوی پدران توست ...بوی قابیل هاست ....... که مرا.... پدرم و اجدادم را ...مخمور خواستید ...... و بوی مطبوع تو که هر گذر و برزنی را .....معطر ساخته ...... بوی تو نیست .... بوی عطر خون من و اجداد منست که تو .... و تو ها..... آن روز که آنها را مخمورشان ساختید... به یغما ربودیدش ......! این کفشهای پاره پاره...... چون دلم ......
رخت های من ...در خانه من.....همینجا که تو ساکنی.....در میان عطر گل و گلاب همچنان به انتظارم ....آویزان....
و من هم از آنها خواهم آموخت...
آخرین قطره های نوش داروی جهنمی را به خواست تو .....نوشیدم ....اما
. |
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت
21:5 توسط سپهر |
|
| درباره وبلاگ |
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت حسین پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
محمود کیانوش (شعر جهانی) صادق هدایت علی سید صالحی حسین پناهی فروغ فرخزاد احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|